سبد خرید

نصرالله قادری

نصرالله قادری

حقیقت ژرف این است که انسان در این عالم به معنای بسیار عمیق تنهاست و درنوردیدن حصارهای این تنهایی اگر ناممکن نباشد بسی دشوار است . من (نصرالله قادری) در روز ۲۳ دی ماه سال ۱۳۳۹ پا به این غریبستان گذاشتم. تبعیدی مضاعف ، از خانه خود تبعید شده بودم و حالا وطنم کویرسمنان بود .

هم آنجا بود که با اوسنه های مادربزرگ و ستارههای مادرم درشب آشنا شدم . هم آنجا بود که اوّل به مکتب خانه رفتم ، بعد به طلبه خانه رفتم ؛ بعد به مدرسه رفتم و نرم نرمک بالیدم . فرزند اوّل خانواده بودم ونامم را پدربزرگ با تأفل به قرآن برگزیده بود و همانجا پشت قرآن ورودم به این نیستان را ثبت کرد. یک برادر و دو خواهر دارم . به دبیرستان که رسیدم ابتدا ریاضی خواندم و سال آخر اقتصاد اجتماعی ، خیلی پیشتراز آن تئاتر را شروع کرده بودم از کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان و اولین مربی ام استاد بهروز غریب پور بود. در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم.

از همان کودکی همدمم کتاب بود . کمتر شروشور کودکی داشتم . بالاخانه ای داشتیم که مادر انارها را آنجا نگهداری می کرد و پدر کتاب هایش را ، به بهانه انار با کتاب الفت گرفتم . هنوزوارد دبیرستان نشده بودم که تمام کتابهای کتابخانه کودک را بلعیدم و راهی کتابخانه عمومی شدم. آرام آرام کتابهای گمراه کننده که با روزنامه جلد شده بودند به خانه راه پیدا کردند. جلال آل احمد، دکتر علی شریعتی ، صمد بهرنگی ، گوهر مراد و بعضی های دیگر که هنوز هم گمراه کننده و خطرناک هستنند. این طوری ها بود که با ” بند” آشنا شدم ، معنای شلاق را مزه مزه کردم ، همانطور که پیش از آن در مدرسه ترکه می خوردیم.

کارشناسی کارگردانی سینما را که تمام کردم بعد ازچند سال به علّت . . . کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر را در تربیت مدرس خواندم . بعد مفتخر به اعزام به خارج شدم و اکنون سالهاست که در صف منتظرانم و اعزام نمی شوم چون حالا دیگر به کبر سن هم دچار شده ام !!تقریباً در تمام دانشگاهای هنری این مرز و بوم تدریس کرده ام . مدتی عضؤ‌ هیئت علمی و مدیر گروه کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد، زمانی عضؤ هیئت علمی و مدیر گروه سینما ، دانشگاه هنر و بقیه هم حق التدریسی ! تنهایی، معلمی ، اخراج و. . . همراهان همیشه منند! در حال حضار هم رئیس کانون ملّی منتقدان تئاتر وابسته به …… هستم .

می نویسم ، کارگردانی می کنم ، درس می دهم ، انبوه تهمت ها و توهین ها را به دوش می کشم و هنوز زنده ام تا دیگران زندگی کنند!! و حالا باز منتظرم که به بهانه ای یا یک دلیل قانونی مثل دو شغله بودن، یا…اخراج شوم. و باز منظرم”مثل همیشه” از هر دو سو، شبه روشنفکران به نام روشنفکران و شبه مذهبیون، به نام مذهبیون به انواع القاب مفتخر شوم.

 


تاریخ بروزرسانی : ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۵۳

مرغ غریب عشق
انتشارات سروش

505

"مرغ غریب عشق" رمانی عاشقانه و شاعرانه

قادری نویسندۀ کتاب، با اشاره به زبان مورد استفاده در کتاب گفت: در میانه راه، وقتی کتاب را به آقای شاه‌آبادی دادم، ایشان در مشورت با بزرگان به این نتیجه رسیده
نشانی: تهران ، خیابان شهید استاد مطهری ، نبش خیابان شهید دکتر مفتح ، ساختمان سروش صدا و سیما